مرتضى مطهرى
64
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىدهم كه اين آيه ناظر به دنيا باشد چون هنوز وارد عالم قيامت نشدهايم ، وعدهء قيامت است ( سَنَفْرُغُ لَكُمْ ايُّهَ الثَّقَلانِ ) . آيه وقتى مىخواهد بگويد كه خواهيم رسيد به وقتى كه در آن وقت كيفر و پاداشى هست ، مىگويد پس الآن چنين چيزى هست ، اگر مىتوانيد از ملك خدا خارج شويد كه كار به آنجاها نكشد خارج شويد ؛ اگر مىتوانيد از اقطار آسمانها و زمين خارج شويد ، خارج شويد ، ولى اين كه يك امر عملى نيست ، از قانون خدا و از ملك خدا كه نمىشود بيرون رفت . ملك خدا يعنى ملك وجود . هر جا كه برويد ملك وجود است و هر جا كه برويد ملك خداست . پس همهجا حوزهء قدرت الهى است . چون همهجا حوزهء قدرت الهى است همه جا حوزهء قانون الهى است و قانون الهى براى انسانهاست ، يعنى قانون پاداش و كيفر ، عمل و عكسالعمل . وقتى كه مىفرمايد : « لا تَنْفُذونَ الّا بِسُلْطانٍ » كأ نّه اينجا يك سؤال پيش مىآيد : ما كه نمىتوانيم از اين عالم آسمانها و زمين بيرون برويم ؛ آيا قدرتى هم نيست كه ما را از اين آسمان و زمين ( اينجايى كه ما الآن هستيم ، اين عالم محسوس ما ) بيرون ببرد ؟ ( و عالمى ماوراى اين عالمها و ما فوق آسمانها و زمين هم هست كه در واقع عالم ربوبيّت است . ) مىگويد : « الّا بِسُلْطانٍ » بله اگر شما به آن مقام برسيد ، اصلًا مقام شما مقام ما فوق آسمانها و زمين خواهد شد . اين همان است كه گفت : آن كه رست از جهان فدك چه كند * آن كه جست از جهت فلك چه كند مسألهاى است كه آيا انسان مىرسد به مقامى كه از جهات بيرون برود ؟ اقطار آسمانها و زمين ، عالم جهات است يعنى عالم ابعاد است . مسلّماً اگر انسان بخواهد در اين جهات حركت كند هيچگاه خارج نمىشود . من مىخواهم از اين طرف بروم تا خارج شوم ، هر چه بروم مُلك خداست ؛ از اين جهت خارج شوم ، باز مُلك خداست ؛ از اين جهت هم همينطور . ولى ممكن است انسان به مرحلهاى برسد كه از جهت خارج باشد ، اصلًا ما فوق جهت باشد . اينجا ديگر براى او آسمان و زمين به شكلى مطرح نيست . آيه در واقع مىخواهد به اين مطلب اشاره كند كه خدا يك چنين قدرتى هم دارد كه بعضى انسانها اصلًا از جهت خارج مىشوند يعنى ما فوق جهت قرار مىگيرند .